مادرانه
الهی به امید تو
سلام عزیز دل مامان و بابا ![]()
خوبی عشقم ![]()
ببخشید مامان جونم که خیلی وقته نیومدم تو وبلاگت و برات چیزی ننوشتم
آخه مامان جون اصلا حوصله نداشتم بشینم پای لب تاب![]()
ولی امروز با بابا جون اومدیم تا کلی باهات بحرفیم ![]()
الهی قربونت بشم که امروز 15 هفته ات شده مامان جونم ![]()
انشالله که همیشه سلامت باشی عزیزم و خدا حفظت کنه جوونم
انشالله چند وقت دیگه میرم سونوگرافی و دوباره روی ماهت و میبینم ![]()
مامان جونم اگه خدا بخواد و خود وروجکت اجازه بدی ایندفه که برم
سونوگرافی مشخص
میشه که دخمل هستی یا پسمل ![]()
الهی فدات بشم که اینقدر واسه همه عزیزی و همه مشتاق هستن که بدونن تو چه
وروجکی هستی ![]()
![]()
مامان فدات بشه الهی دختر و پسر بودن واسه ما فرقی نداره فقط سالم بودنت واسه من و بابا
مجتبی و بقیه مهمه![]()
مامان جونم اگه مشخص بشه که دخمل هستی یا پسمل قراره با مامانی فاطمه
و خاله مرضیه و زندایی الهام کلی بریم برات لباس خوشمل و وسایل قشنگ بخریم
انشالله قرار شده سرویس خواب تو خودم بدوزم
البته سرویس روتختی و میدوزم عشقم 
انشالله ...
امروز روز سوم ماه مبارک رمضانه عزیز دلم و بابا مجتبی جون هم روزه اس طفلکی امروز بهش سخت
گذشت و گرسنه اش شد 
منم کلی واسه افطارش غذاهای خوشمزه درست کردم تا موقع افطار نوش جان کنه
عزیز دلم بابا مجتبی خیلی خوش غذا و (شکمو ) هستش واسه همین مامان لذت میبره براش غذا
درست میکنه 
مامان جون خدا کنه تو هم مثل باباجون خوش غذا باشی و همه چی دوست داشته باشی تا مامان و
اذیت نکنی سر غذا نخوردن

مادرانه
