خدایا شکرت
![]()
به نام او برای تو
خدایا سپاس 
من یقین دارم که خالق نظم دانه های انار
زندگی من را هم با نظم چیده
درست در لحظه آخر
در اوج توکل و در نهایت تاریکی ، نوری نمایان میشود معجزه ای رخ میدهد خدایی از راه میرسد
خدایا شکرت بخاطر همه چی
بخاطر اینکه من و لایق مادر شدن دونستی
قول میدم که مادری نمونه باشم
خداجوووون ممنونتم

شنبه شب 7 اردیبهشت 92 وقتی بی بی چک استفاده کردم اولش منفی شد
ولی وقتی چند ثانیه گذشت یه خط خیلی کمرنگ افتاد
به بابا مجتبی نشون دادم و بهم گفت اره یه خط کمرنگ افتاده
اشک از چشمام جاری شد
سریع رفتم شماره خاله مرضیه رو گرفتم و با گریه بهش گفتم بی بی چکم مثبت شد
اونم بهم گفت دیوونه چرا گریه میکنی خب فردا میری ازمایش مبدی و همه چی مشخص میشه
خلاصه که جواب ازمایش هم مثبت شد
دکتر فراهانی بهم گفت فعلا به کسی نگو تا سو نوگرافی انجام بدی تا ببینیم چی میشه
شنبه موعد سونوگرافی فرا رسید
من که تا صبح از ترس و دلهره خوابم نبرد
بعدش هم که رفتم سونوگرافی از استرس داشتم میمردم
کلی منتظر شدم تا دکتر اومد سراغ من ، بهم گفت مشکل چیه گفتم باردارم ولی دکترم احتمال بارداری خارج از رحمی داده
خانم دکتر شروع کرد به نگاه کردن به دستگاه و صحبت کردن به دستیارش من داشتم دق میکردم تا اینکه شنیدم گفت ساک حاملگی یا سن تقریبی 4 هفته مشاهده شد
من ازش پرسیدم خانوم دکتر ساک دیده شد ؟
گفت
اره عزیزم
بغض گلوم و گرفته بود و تند تند خدارو شکر میکردم
کار خانوم دکتر تموم شد و من پاشدم و رفتم لباسامو پوشیدم و بهم گفتن بیرون منتظر بمون تا جواب اماده بشه
از در که رفتم بیرون بابا مجتبی جلو در نگران وایساده بود
گفت چی شد ؟ من دوست داشتم گریه کنم
دوباره پرسید چی شد ، منم با خنده گفتم نی نی سرجاشه
بابا مجتبی کلی خوشجال شدو خداروشکر کرد
من در پوست خودم نمیگنجیدم داشتم بال در می اوردم
همش خدارو شکر میکنم و از خدا میخوام که نی نی مو صحیح و سالم بهم بده
خدایا همه اونایی که منتظرن نی نی دار بشن هر چه زودتر بحق حضرت زهرا س دامنشون و سبز کن
چون خودم میدونم انتظار خیلی سخته ...
همه مامانایی هم که نی نی هاشون تو دلشون انشالله به سلامتی زایمان کنن و نی نی هاشون صحیح و سالم بغل بگیرن
الهی امین ...

خدایا شکرت
